ما را در سایت میروم دل بکنم از همه ی قافله ها هرچه بوده به درک گور تمام گله ها میلاد فرحمند دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 185 تاريخ: جمعه 22 فروردين 1399 ساعت: 12:36
ما را در سایت میروم دل بکنم از همه ی قافله ها هرچه بوده به درک گور تمام گله ها میلاد فرحمند دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 121 تاريخ: جمعه 22 فروردين 1399 ساعت: 12:36
ما را در سایت میروم دل بکنم از همه ی قافله ها هرچه بوده به درک گور تمام گله ها میلاد فرحمند دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 114 تاريخ: جمعه 22 فروردين 1399 ساعت: 12:36
رفتی که ویرانمکنی باید قوی باشم
مثل قدمهایی که از در میروی باشم
رفتی کهمن در بیتهای این غزل دیگر
لبخند تلخی بر لبان مثنوی باشم
بالای شهری هستی و در جنت آبادی
تا کی بمانم منتظر در مولوی باشم؟
باید فقط ما بین عقل من و احساست
در لحظههای عاشقانه معنوی باشم
من یک پلنگ زخمی از ماهم بگو آخر...
تا کی برای چیدن تو منزوی باشم
#و_لنگرودی_خیس
میروم دل بکنم از همه ی قافله ها هرچه بوده به درک گور تمام گله ها میلاد فرحمند...ما را در سایت میروم دل بکنم از همه ی قافله ها هرچه بوده به درک گور تمام گله ها میلاد فرحمند دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 98 تاريخ: جمعه 22 فروردين 1399 ساعت: 12:36
می روم دل بکنم از همهی قافلهها
هرچه بوده به درک گور تمام گلهها
میروم باز به دنیای خودم کنج اتاق
شاید اینبار... نجاتم بدهد فاصله ها
و شما خون مرا یک شبه پیمانه زدید
این جهان نوش شما سلسلهی حرملهها
مینویسم که به دنیای شما مشکوکم
بروید پاک شود صورت این مسئله ها
شعر آبستنی از حرف نگفتهست همین
کاش روزی برسد دست همه قابلهها
#و_لنگرودی_خیس
میروم دل بکنم از همه ی قافله ها هرچه بوده به درک گور تمام گله ها میلاد فرحمند...ما را در سایت میروم دل بکنم از همه ی قافله ها هرچه بوده به درک گور تمام گله ها میلاد فرحمند دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 137 تاريخ: جمعه 22 فروردين 1399 ساعت: 12:36
مثل بغض زن نازا که دلش غم دارد
ساعت مردنمن ثانیه ای کم دهرد
فال تلخ ته فنجان خودم بود که گفت
زندگی طفل یتیمیست که ماتم دارد
این رثای شب قتل دل عشاق من است
چشم ماتم زدهام حال محرم دارد
سیب تو دست مرا تا شب جادو برده
چه کنم خاک شما بوی جهنم دارد
چشم غمگین من و مادر من یک رنگست
طعم بیم رطب زلزلهی بم دارد
حالت خستهی دستان پدر حرفی داشت
از تب شرم به پیشانی خود نم دارد
#و_لنگرودی_خیس
میروم دل بکنم از همه ی قافله ها هرچه بوده به درک گور تمام گله ها میلاد فرحمند...ما را در سایت میروم دل بکنم از همه ی قافله ها هرچه بوده به درک گور تمام گله ها میلاد فرحمند دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 115 تاريخ: جمعه 22 فروردين 1399 ساعت: 12:36
شهر من قحطی انسان فراوان دارد
دشتمان خندهی بی وقفهی چوپان دارد
آنکه در باور خود مثل مترسک مانده...
باغ آفت زده ای بود که باران دارد
عمروعاصی شده بودید و نمیفهمیدم
بر سر نیزه قسم خوردن قرآن دارد؟
حال یخ کردهی دنیای شما دیدن داشت
فصل تکراری بوران زمستان دارد...
قحطی دوستی و لطف شما خواهد بود
بس که دستان شما بوی بیابان دارد
شاعری که همهی عمر دلش غمگین بود
بر سر سفرهی خود حسرت یک نان داد
#و_لنگرودی_خیس
میروم دل بکنم از همه ی قافله ها هرچه بوده به درک گور تمام گله ها میلاد فرحمند...ما را در سایت میروم دل بکنم از همه ی قافله ها هرچه بوده به درک گور تمام گله ها میلاد فرحمند دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 90 تاريخ: جمعه 22 فروردين 1399 ساعت: 12:36
ما را در سایت میروم دل بکنم از همه ی قافله ها هرچه بوده به درک گور تمام گله ها میلاد فرحمند دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 136 تاريخ: جمعه 22 فروردين 1399 ساعت: 12:36
بعد من این پا و آن پایت چه فرقی میکند
مردن امروز و فردایت ... چه فرقی میکند
مست خوابیده خدا، در انتظار پاسخی؟
نیست، مضمون دعاهایت چه فرقی میکند؟
من که دهقانت شدم هی میگذشتم از خودم
بعد از این تصمیم کبرییت ... چه فرقی میکند
هر شبت سیگار و بغض و اشک و غم همراه شعر
بهمن و صد برگ کوبایت... چه فرقی میکند
روزهای هفتهات رفتهست بیرون از زمان
جمعه با شبهای یلدایت چه فرقی میکند
#و_لنگرودی_خیس
میروم دل بکنم از همه ی قافله ها هرچه بوده به درک گور تمام گله ها میلاد فرحمند...
ما را در سایت میروم دل بکنم از همه ی قافله ها هرچه بوده به درک گور تمام گله ها میلاد فرحمند دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 115 تاريخ: جمعه 22 فروردين 1399 ساعت: 12:36
حرف تازه نزدی حال و هوا ریخت بهم
نفسم باز گرفت کل فضا ریخت بهم
وقت رفتن غزل از جنس خداحافظی و...
بیهوا گریه شدم قرنیهها ریخت بهم
گفته بودم که نرو شهر پراز گرگ شده
از پس رفتن تو راز بقا ریخت بهم
رفتی و راهیِ هر کوچه خیابان شدهای
من به دنبال تو و قطب نما ریخت بهم
بعد تو خانهی ما کلبهی احزان شده بود
سقف پوشالی این خانهی ما ریخت بهم
حافظ از یوسف من در دل فالم میگفت
ناگهان پیرهن و چشم و عصا ریخت بهم
#و_لنگرودی_خیس
میروم دل بکنم از همه ی قافله ها هرچه بوده به درک گور تمام گله ها میلاد فرحمند...ما را در سایت میروم دل بکنم از همه ی قافله ها هرچه بوده به درک گور تمام گله ها میلاد فرحمند دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 111 تاريخ: جمعه 22 فروردين 1399 ساعت: 12:36